۱. تعریف تخصیص عقلی مستقل تخصیص عقلی مستقل یعنی اینکه عقل، بدون کمک دلیل لفظی، حکم کند که برخی افرادِ مشمولِ عام، نمیتوانند داخل در حکم باشند. در اینجا عقل «حکم» میکند، نه اینکه فقط «موضوع» را تشخیص دهد.
مثال: عام: صلّ عقل: تکلیفِ عاجز قبیح است نتیجه: عاجز از عموم خارج میشود.
این خروج، خروج حکمی است، نه موضوعی.
۲. تفاوت تخصیص عقلی با تخصص این تفاوت بسیار مهم است:
تخصص: عقل فقط میگوید موضوع صدق نمیکند. مثال: دیوانه «عالم» نیست.
تخصیص عقلی: عقل میگوید حکم شامل این فرد نمیشود، هرچند موضوع صدق میکند. مثال: عالمِ عاجز، «عالم» است، اما عقل میگوید تکلیف ندارد.
پس: تخصص = خروج موضوعی تخصیص عقلی = خروج حکمی
۳. تفاوت تخصیص عقلی با تقیید عقلی تقیید عقلی یعنی عقل قیدی برای موضوع میفهمد. مثال: مطلق: صلّ عقل: نماز باید با قصد قربت باشد این تقیید است، نه تخصیص.
اما تخصیص عقلی یعنی عقل برخی افراد را از حکم خارج میکند، نه اینکه قید بزند.
مثال: عام: صلّ عقل: تکلیفِ ضرری قبیح است پس فردی که روزه برایش ضرر شدید دارد، از عموم «صوموا» خارج میشود.
۴. مواردی که عقل میتواند عام را تخصیص بزند اصولیان چند مورد قطعی را پذیرفتهاند:
الف) تکلیف به محال عقل میگوید: محال تکلیفبردار نیست. پس عاجز از عموم تکلیف خارج است.
ب) تکلیف به غیر مقدور اگر انجام فعل ممکن نباشد، عقل حکم را برمیدارد.
ج) تکلیف ضرری قاعده «لا ضرر» در اصل عقلی است: تکلیفِ ضرری قبیح است.
د) تکلیف حرجی عقل میگوید: تکلیفِ مشقت شدید، قبیح است.
این موارد تخصیص عقلیاند، نه تخصص.
۵. شرط اساسی: قطعیت حکم عقل اصولیان تأکید میکنند: تخصیص عقلی فقط وقتی پذیرفته است که حکم عقل «قطعی» باشد. اگر عقل فقط «احتمال» بدهد، نمیتواند عام را تخصیص بزند.
مثال: اگر احتمال بدهیم روزه برای فرد ضرر دارد، این احتمال مانع از تمسک به عموم «صوموا» نیست. در اینجا نوبت به اصول عملیه میرسد، نه تخصیص عقلی.
۶. آیا تخصیص عقلی شبیه تخصیص لفظی است از نظر نتیجه بله، اما از نظر ماهیت نه.
تخصیص لفظی: خاص ظهور عام را محدود میکند.
تخصیص عقلی: عقل میگوید: این فرد نمیتواند مشمول حکم باشد.
عرف در هر دو مورد نتیجه را میپذیرد، اما در تخصیص عقلی، خروج بیشتر شبیه «تخصص» است، چون عرف میگوید: این فرد از ابتدا مراد نبوده.
۷. مثالهای فقهی مهم الف) روزه ضرری عام: صوموا عقل: تکلیف ضرری قبیح است نتیجه: بیمارِ ضرری از عموم خارج است.
ب) نماز برای عاجز عام: صلّ عقل: تکلیف به محال قبیح است نتیجه: عاجز از عموم خارج است.
ج) وضو برای کسی که آب برایش ضرر دارد عام: فاغسلوا وجوهکم عقل: تکلیف ضرری قبیح است نتیجه: تیمم جایگزین میشود
۱. تعریف تخصیص عقلی مستقل تخصیص عقلی مستقل یعنی اینکه عقل، بدون کمک دلیل لفظی، حکم کند که برخی افرادِ مشمولِ عام، نمیتوانند داخل در حکم باشند. در اینجا عقل «حکم» میکند، نه اینکه فقط «موضوع» را تشخیص دهد.
مثال: عام: صلّ عقل: تکلیفِ عاجز قبیح است نتیجه: عاجز از عموم خارج میشود.
این خروج، خروج حکمی است، نه موضوعی.
۲. تفاوت تخصیص عقلی با تخصص این تفاوت بسیار مهم است:
تخصص: عقل فقط میگوید موضوع صدق نمیکند. مثال: دیوانه «عالم» نیست.
تخصیص عقلی: عقل میگوید حکم شامل این فرد نمیشود، هرچند موضوع صدق میکند. مثال: عالمِ عاجز، «عالم» است، اما عقل میگوید تکلیف ندارد.
پس: تخصص = خروج موضوعی تخصیص عقلی = خروج حکمی
۳. تفاوت تخصیص عقلی با تقیید عقلی تقیید عقلی یعنی عقل قیدی برای موضوع میفهمد. مثال: مطلق: صلّ عقل: نماز باید با قصد قربت باشد این تقیید است، نه تخصیص.
اما تخصیص عقلی یعنی عقل برخی افراد را از حکم خارج میکند، نه اینکه قید بزند.
مثال: عام: صلّ عقل: تکلیفِ ضرری قبیح است پس فردی که روزه برایش ضرر شدید دارد، از عموم «صوموا» خارج میشود.
۴. مواردی که عقل میتواند عام را تخصیص بزند اصولیان چند مورد قطعی را پذیرفتهاند:
الف) تکلیف به محال عقل میگوید: محال تکلیفبردار نیست. پس عاجز از عموم تکلیف خارج است.
ب) تکلیف به غیر مقدور اگر انجام فعل ممکن نباشد، عقل حکم را برمیدارد.
ج) تکلیف ضرری قاعده «لا ضرر» در اصل عقلی است: تکلیفِ ضرری قبیح است.
د) تکلیف حرجی عقل میگوید: تکلیفِ مشقت شدید، قبیح است.
این موارد تخصیص عقلیاند، نه تخصص.
۵. شرط اساسی: قطعیت حکم عقل اصولیان تأکید میکنند: تخصیص عقلی فقط وقتی پذیرفته است که حکم عقل «قطعی» باشد. اگر عقل فقط «احتمال» بدهد، نمیتواند عام را تخصیص بزند.
مثال: اگر احتمال بدهیم روزه برای فرد ضرر دارد، این احتمال مانع از تمسک به عموم «صوموا» نیست. در اینجا نوبت به اصول عملیه میرسد، نه تخصیص عقلی.
۶. آیا تخصیص عقلی شبیه تخصیص لفظی است از نظر نتیجه بله، اما از نظر ماهیت نه.
تخصیص لفظی: خاص ظهور عام را محدود میکند.
تخصیص عقلی: عقل میگوید: این فرد نمیتواند مشمول حکم باشد.
عرف در هر دو مورد نتیجه را میپذیرد، اما در تخصیص عقلی، خروج بیشتر شبیه «تخصص» است، چون عرف میگوید: این فرد از ابتدا مراد نبوده.
۷. مثالهای فقهی مهم الف) روزه ضرری عام: صوموا عقل: تکلیف ضرری قبیح است نتیجه: بیمارِ ضرری از عموم خارج است.
ب) نماز برای عاجز عام: صلّ عقل: تکلیف به محال قبیح است نتیجه: عاجز از عموم خارج است.
ج) وضو برای کسی که آب برایش ضرر دارد عام: فاغسلوا وجوهکم عقل: تکلیف ضرری قبیح است نتیجه: تیمم جایگزین میشود