۱. دلیل لبّی چیست دلیل لبّی دلیلی است که از الفاظ بهدست نمیآید، بلکه از فهم عقلایی، سیره، اجماع یا قواعد قطعی غیرلفظی حاصل میشود. مثل:
- اجماع
- سیره عقلا
- بنای عقلاء
- قواعد قطعی مانند «قبح عقاب بلا بیان»
این دلایل «لفظ» ندارند، پس دلالتشان محدود به قدر متیقن است.
۲. آیا دلیل لبّی میتواند عام را تخصیص بزند بله، اصولیان میگویند دلیل لبّی میتواند عام را تخصیص بزند، اما با یک شرط مهم:
فقط در حد قدر متیقن.
چرا؟ چون دلیل لبّی ظهور لفظی ندارد و فقط آنجایی حجت است که قطعاً شامل آن مورد باشد.
مثال: عام: أکرم العلماء اجماع: اکرام عالم فاسق واجب نیست این اجماع فقط «عالم فاسق» را خارج میکند، نه بیشتر.
۳. تفاوت تخصیص لبّی با تخصیص لفظی اصولیان چند تفاوت مهم ذکر کردهاند:
الف) تخصیص لفظی ظهور دارد اما تخصیص لبّی ظهور ندارد و فقط قدر متیقن را خارج میکند.
ب) تخصیص لفظی میتواند گسترده باشد اما تخصیص لبّی نمیتواند تخصیص اکثر ایجاد کند.
ج) تخصیص لفظی گاهی ناظر به عموم است اما دلیل لبّی معمولاً ناظر نیست، بلکه فقط یک حدّ قطعی را نشان میدهد.
د) تخصیص لفظی میتواند مبهم باشد اما تخصیص لبّی اگر مبهم باشد، اصلاً حجت نیست.
۴. انواع دلایل لبّیِ تخصیصدهنده اصولیان سه نوع دلیل لبّی را در تخصیص بررسی میکنند:
الف) اجماع اگر اجماع قطعی باشد، میتواند عام را تخصیص بزند. اما فقط قدر متیقن را.
ب) سیره عقلا اگر سیره قطعی باشد و شارع ردع نکرده باشد، میتواند عام را محدود کند. مثال: عام: أوفوا بالعقود سیره: عقود غرری نافذ نیست پس غرر از عموم خارج میشود.
ج) قواعد لبّی مثل قاعده «لا ضرر» در تقریر عقلی آن. این قاعده میگوید: تکلیف ضرری قبیح است پس ضرر، عام را تخصیص میزند.
۵. شرط اساسی: قطعیت اصولیان تأکید میکنند: دلیل لبّی فقط وقتی قدرت تخصیص دارد که قطعی باشد. اگر ظنی باشد، نمیتواند ظهور عام را کنار بزند.
مثال: اگر فقط «احتمال» بدهیم که سیره عقلا فلان مورد را خارج میکند، این احتمال مانع از تمسک به عموم نیست.
۶. مثالهای فقهی مهم الف) اجماع عام: یرث کل ذی رحم اجماع: قاتل ارث نمیبرد نتیجه: قاتل از عموم خارج است.
ب) سیره عقلا عام: أوفوا بالعقود سیره: عقد غرری نافذ نیست نتیجه: غرر از عموم خارج است.
ج) قاعده لبّی عام: صوموا قاعده: تکلیف ضرری قبیح است نتیجه: روزه ضرری خارج است.
۷. تفاوت تخصیص لبّی با تخصص تخصص خروج موضوعی است اما تخصیص لبّی خروج حکمی است.
مثال: دیوانه از «أکرم العلماء» خارج است → تخصص عالم ضرری از «صوموا» خارج است → تخصیص لبّی
۱. دلیل لبّی چیست دلیل لبّی دلیلی است که از الفاظ بهدست نمیآید، بلکه از فهم عقلایی، سیره، اجماع یا قواعد قطعی غیرلفظی حاصل میشود. مثل:
- اجماع
- سیره عقلا
- بنای عقلاء
- قواعد قطعی مانند «قبح عقاب بلا بیان»
این دلایل «لفظ» ندارند، پس دلالتشان محدود به قدر متیقن است.
۲. آیا دلیل لبّی میتواند عام را تخصیص بزند بله، اصولیان میگویند دلیل لبّی میتواند عام را تخصیص بزند، اما با یک شرط مهم:
فقط در حد قدر متیقن.
چرا؟ چون دلیل لبّی ظهور لفظی ندارد و فقط آنجایی حجت است که قطعاً شامل آن مورد باشد.
مثال: عام: أکرم العلماء اجماع: اکرام عالم فاسق واجب نیست این اجماع فقط «عالم فاسق» را خارج میکند، نه بیشتر.
۳. تفاوت تخصیص لبّی با تخصیص لفظی اصولیان چند تفاوت مهم ذکر کردهاند:
الف) تخصیص لفظی ظهور دارد اما تخصیص لبّی ظهور ندارد و فقط قدر متیقن را خارج میکند.
ب) تخصیص لفظی میتواند گسترده باشد اما تخصیص لبّی نمیتواند تخصیص اکثر ایجاد کند.
ج) تخصیص لفظی گاهی ناظر به عموم است اما دلیل لبّی معمولاً ناظر نیست، بلکه فقط یک حدّ قطعی را نشان میدهد.
د) تخصیص لفظی میتواند مبهم باشد اما تخصیص لبّی اگر مبهم باشد، اصلاً حجت نیست.
۴. انواع دلایل لبّیِ تخصیصدهنده اصولیان سه نوع دلیل لبّی را در تخصیص بررسی میکنند:
الف) اجماع اگر اجماع قطعی باشد، میتواند عام را تخصیص بزند. اما فقط قدر متیقن را.
ب) سیره عقلا اگر سیره قطعی باشد و شارع ردع نکرده باشد، میتواند عام را محدود کند. مثال: عام: أوفوا بالعقود سیره: عقود غرری نافذ نیست پس غرر از عموم خارج میشود.
ج) قواعد لبّی مثل قاعده «لا ضرر» در تقریر عقلی آن. این قاعده میگوید: تکلیف ضرری قبیح است پس ضرر، عام را تخصیص میزند.
۵. شرط اساسی: قطعیت اصولیان تأکید میکنند: دلیل لبّی فقط وقتی قدرت تخصیص دارد که قطعی باشد. اگر ظنی باشد، نمیتواند ظهور عام را کنار بزند.
مثال: اگر فقط «احتمال» بدهیم که سیره عقلا فلان مورد را خارج میکند، این احتمال مانع از تمسک به عموم نیست.
۶. مثالهای فقهی مهم الف) اجماع عام: یرث کل ذی رحم اجماع: قاتل ارث نمیبرد نتیجه: قاتل از عموم خارج است.
ب) سیره عقلا عام: أوفوا بالعقود سیره: عقد غرری نافذ نیست نتیجه: غرر از عموم خارج است.
ج) قاعده لبّی عام: صوموا قاعده: تکلیف ضرری قبیح است نتیجه: روزه ضرری خارج است.
۷. تفاوت تخصیص لبّی با تخصص تخصص خروج موضوعی است اما تخصیص لبّی خروج حکمی است.
مثال: دیوانه از «أکرم العلماء» خارج است → تخصص عالم ضرری از «صوموا» خارج است → تخصیص لبّی