۱. مفهوم لقب چیست لقب یعنی ذکر یک عنوان بدون اینکه دلالت بر انحصار داشته باشد.
مثال: أکرم العالم عرف نمیگوید: «غیر عالم را اکرام نکن.»
چرا؟ چون «عالم» فقط بیان موضوع است، نه تحدید حکم.
پس مفهوم لقب یعنی: «فهم نفی حکم از غیر مورد لقب» و اصولیان میگویند: این فهم باطل است.
۲. چرا مفهوم لقب بیاعتبار است اصولیان چند دلیل قطعی دارند:
الف) لقب برای بیان موضوع است، نه تحدید وقتی میگویند: «احترم الأستاذ» عرف نمیفهمد که احترام به غیر استاد ممنوع است.
ب) لقب ظهور در نفی ندارد برخلاف شرط، غایت و حصر که ظهور در نفی دارند.
ج) اگر لقب مفهوم داشته باشد، لغویت لازم میآید چون بسیاری از جملات عادی بیمعنا میشوند.
مثال: «أکرم زیداً» اگر مفهوم داشته باشد یعنی: «غیر زید را اکرام نکن» که قطعاً غلط است.
۳. چرا لقب نمیتواند عام را تخصیص بزند چون لقب ظهور در نفی ندارد، پس نمیتواند:
- عام را تخصیص بزند
- مطلق را مقید کند
- یا در تعارض نقشی داشته باشد
مثال: عام: أکرم العلماء لقب: العالم الفقیه عرف نمیگوید: «غیر فقیه واجبالاکرام نیست.»
پس لقب هیچ اثری در تخصیص ندارد.
۴. تفاوت لقب با وصف هر دو از مفاهیم غیرمعتبرند، اما:
- وصف گاهی شائبه تحدید دارد
- لقب حتی این شائبه را هم ندارد
مثال: أکرم العالم العادل عرف احتمال میدهد «عادل» برای توضیح باشد اما در لقب: أکرم العالم اصلاً احتمال تحدید وجود ندارد.
۵. تفاوت لقب با شرط، غایت و حصر این تفاوت، علت اصلی بیاعتباری لقب است:
- شرط: ظهور در نفی دارد
- غایت: ظهور در تحدید دارد
- حصر: ظهور در انحصار دارد
- استثناء: ظهور در خروج دارد
- لقب: هیچ ظهوری ندارد
پس لقب فاقد قدرت دلالی برای تخصیص است.
۶. مثالهای فقهی مهم الف) زکات عام: آتوا الزکاة لقب: زکاة الفطرة این لقب نمیتواند عموم زکات را محدود کند.
ب) نماز عام: صلّ لقب: صلاة المسافر این لقب نمیتواند حکم نماز را محدود کند.
ج) بیع عام: أحلّ الله البیع لقب: بیع السلم این لقب نمیتواند عموم آیه را تخصیص بزند.
۷. نتیجه اصولی اصولیان اتفاق دارند: مفهوم لقب هیچگاه حجت نیست. نه قدرت تخصیص دارد، نه قدرت تقیید، نه در تعارض نقشی دارد.
لقب فقط بیان موضوع است، نه بیان حکم
۱. مفهوم لقب چیست لقب یعنی ذکر یک عنوان بدون اینکه دلالت بر انحصار داشته باشد.
مثال: أکرم العالم عرف نمیگوید: «غیر عالم را اکرام نکن.»
چرا؟ چون «عالم» فقط بیان موضوع است، نه تحدید حکم.
پس مفهوم لقب یعنی: «فهم نفی حکم از غیر مورد لقب» و اصولیان میگویند: این فهم باطل است.
۲. چرا مفهوم لقب بیاعتبار است اصولیان چند دلیل قطعی دارند:
الف) لقب برای بیان موضوع است، نه تحدید وقتی میگویند: «احترم الأستاذ» عرف نمیفهمد که احترام به غیر استاد ممنوع است.
ب) لقب ظهور در نفی ندارد برخلاف شرط، غایت و حصر که ظهور در نفی دارند.
ج) اگر لقب مفهوم داشته باشد، لغویت لازم میآید چون بسیاری از جملات عادی بیمعنا میشوند.
مثال: «أکرم زیداً» اگر مفهوم داشته باشد یعنی: «غیر زید را اکرام نکن» که قطعاً غلط است.
۳. چرا لقب نمیتواند عام را تخصیص بزند چون لقب ظهور در نفی ندارد، پس نمیتواند:
- عام را تخصیص بزند
- مطلق را مقید کند
- یا در تعارض نقشی داشته باشد
مثال: عام: أکرم العلماء لقب: العالم الفقیه عرف نمیگوید: «غیر فقیه واجبالاکرام نیست.»
پس لقب هیچ اثری در تخصیص ندارد.
۴. تفاوت لقب با وصف هر دو از مفاهیم غیرمعتبرند، اما:
- وصف گاهی شائبه تحدید دارد
- لقب حتی این شائبه را هم ندارد
مثال: أکرم العالم العادل عرف احتمال میدهد «عادل» برای توضیح باشد اما در لقب: أکرم العالم اصلاً احتمال تحدید وجود ندارد.
۵. تفاوت لقب با شرط، غایت و حصر این تفاوت، علت اصلی بیاعتباری لقب است:
- شرط: ظهور در نفی دارد
- غایت: ظهور در تحدید دارد
- حصر: ظهور در انحصار دارد
- استثناء: ظهور در خروج دارد
- لقب: هیچ ظهوری ندارد
پس لقب فاقد قدرت دلالی برای تخصیص است.
۶. مثالهای فقهی مهم الف) زکات عام: آتوا الزکاة لقب: زکاة الفطرة این لقب نمیتواند عموم زکات را محدود کند.
ب) نماز عام: صلّ لقب: صلاة المسافر این لقب نمیتواند حکم نماز را محدود کند.
ج) بیع عام: أحلّ الله البیع لقب: بیع السلم این لقب نمیتواند عموم آیه را تخصیص بزند.
۷. نتیجه اصولی اصولیان اتفاق دارند: مفهوم لقب هیچگاه حجت نیست. نه قدرت تخصیص دارد، نه قدرت تقیید، نه در تعارض نقشی دارد.
لقب فقط بیان موضوع است، نه بیان حکم