۱. حالت اول: خاص مجمل و عام مبین این حالت مهمترین و پرکاربردترین حالت است.
اصولیان میگویند:
اگر خاص منفصل باشد و مجمل باشد، اجمال آن به عام سرایت نمیکند.
چرا؟ چون ظهور عام قبلاً منعقد شده و مخصص منفصل نمیتواند آن را از بین ببرد.
مثال: عام: أکرم العلماء خاص منفصل مجمل: لا تکرم الفساق و نمیدانیم «فاسق» یعنی چه.
نتیجه: عموم «أکرم العلماء» همچنان حجت است و فقط قدر متیقن از «فساق» خارج میشود.
۲. حالت دوم: خاص مجمل و عام مبین، اما خاص متصل اینجا حکم کاملاً برعکس است.
اگر خاص متصل باشد و مجمل باشد، اجمال آن به عام سرایت میکند.
چرا؟ چون مخصص متصل مانع از انعقاد ظهور عام است.
مثال: أکرم العلماء إلا الفساق و «فساق» مجمل است.
نتیجه: عموم نسبت به موارد مشکوک مجمل میشود و نمیتوان به آن تمسک کرد.
۳. حالت سوم: عام مجمل و خاص مبین در این حالت، خاص مقدم است و مشکل را حل میکند.
مثال: عام: أکرم العلماء و نمیدانیم «علماء» شامل چه کسانی است. خاص: لا تکرم الفساق خاص روشن است.
نتیجه: خاص اجرا میشود و اجمال عام به خاص سرایت نمیکند.
۴. حالت چهارم: عام مجمل و خاص مجمل این سختترین حالت است.
اصولیان میگویند:
اگر هر دو مجمل باشند و اجمال آنها در همان ناحیه باشد، هیچکدام حجت نیستند و نوبت به اصول عملیه میرسد.
مثال: عام: أکرم العلماء و نمیدانیم «علماء» یعنی چه. خاص: لا تکرم الفساق و نمیدانیم «فساق» یعنی چه.
نتیجه: هر دو دلیل نسبت به مورد مشکوک ساقط میشوند و نوبت به اصل عملی میرسد (مثلاً برائت).
۵. قاعده نهایی اصولیان اصولیان یک قاعده دقیق دارند:
۱) اجمال مخصص متصل → اجمال عام ۲) اجمال مخصص منفصل → عدم سرایت به عام ۳) اجمال عام → عدم سرایت به خاص ۴) اجمال هر دو → سقوط هر دو در مورد مشترک
این قاعده ستون اصلی فهم موارد پیچیده در تخصیص است.
۶. مثالهای فقهی مهم الف) وضو عام: فاغسلوا وجوهکم خاص منفصل مجمل: ما کان فوق المرفق فلیس من الید اگر «فوق المرفق» مجمل باشد، عموم آیه همچنان حجت است.
ب) زکات عام: آتوا الزکاة خاص متصل مجمل: إلا ما کان غیر نامٍ اگر «غیر نامی» مجمل باشد، عموم آیه نسبت به موارد مشکوک مجمل میشود.
ج) روزه عام: صوموا خاص منفصل مجمل: لا صوم للشیخ الکبیر اگر «شیخ کبیر» مجمل باشد، عموم «صوموا» همچنان حجت است
۱. حالت اول: خاص مجمل و عام مبین این حالت مهمترین و پرکاربردترین حالت است.
اصولیان میگویند:
اگر خاص منفصل باشد و مجمل باشد، اجمال آن به عام سرایت نمیکند.
چرا؟ چون ظهور عام قبلاً منعقد شده و مخصص منفصل نمیتواند آن را از بین ببرد.
مثال: عام: أکرم العلماء خاص منفصل مجمل: لا تکرم الفساق و نمیدانیم «فاسق» یعنی چه.
نتیجه: عموم «أکرم العلماء» همچنان حجت است و فقط قدر متیقن از «فساق» خارج میشود.
۲. حالت دوم: خاص مجمل و عام مبین، اما خاص متصل اینجا حکم کاملاً برعکس است.
اگر خاص متصل باشد و مجمل باشد، اجمال آن به عام سرایت میکند.
چرا؟ چون مخصص متصل مانع از انعقاد ظهور عام است.
مثال: أکرم العلماء إلا الفساق و «فساق» مجمل است.
نتیجه: عموم نسبت به موارد مشکوک مجمل میشود و نمیتوان به آن تمسک کرد.
۳. حالت سوم: عام مجمل و خاص مبین در این حالت، خاص مقدم است و مشکل را حل میکند.
مثال: عام: أکرم العلماء و نمیدانیم «علماء» شامل چه کسانی است. خاص: لا تکرم الفساق خاص روشن است.
نتیجه: خاص اجرا میشود و اجمال عام به خاص سرایت نمیکند.
۴. حالت چهارم: عام مجمل و خاص مجمل این سختترین حالت است.
اصولیان میگویند:
اگر هر دو مجمل باشند و اجمال آنها در همان ناحیه باشد، هیچکدام حجت نیستند و نوبت به اصول عملیه میرسد.
مثال: عام: أکرم العلماء و نمیدانیم «علماء» یعنی چه. خاص: لا تکرم الفساق و نمیدانیم «فساق» یعنی چه.
نتیجه: هر دو دلیل نسبت به مورد مشکوک ساقط میشوند و نوبت به اصل عملی میرسد (مثلاً برائت).
۵. قاعده نهایی اصولیان اصولیان یک قاعده دقیق دارند:
۱) اجمال مخصص متصل → اجمال عام ۲) اجمال مخصص منفصل → عدم سرایت به عام ۳) اجمال عام → عدم سرایت به خاص ۴) اجمال هر دو → سقوط هر دو در مورد مشترک
این قاعده ستون اصلی فهم موارد پیچیده در تخصیص است.
۶. مثالهای فقهی مهم الف) وضو عام: فاغسلوا وجوهکم خاص منفصل مجمل: ما کان فوق المرفق فلیس من الید اگر «فوق المرفق» مجمل باشد، عموم آیه همچنان حجت است.
ب) زکات عام: آتوا الزکاة خاص متصل مجمل: إلا ما کان غیر نامٍ اگر «غیر نامی» مجمل باشد، عموم آیه نسبت به موارد مشکوک مجمل میشود.
ج) روزه عام: صوموا خاص منفصل مجمل: لا صوم للشیخ الکبیر اگر «شیخ کبیر» مجمل باشد، عموم «صوموا» همچنان حجت است