اصولیان در اینجا اختلاف جدی دارند. برخی معتقدند که استصحاب در فرض احتمال نسخ جاری نیست؛ زیرا نسخ به معنای رفع حکم از سوی شارع است و شک در بقای حکم در اینجا ناشی از احتمال جعل جدید است نه بقای حکم سابق. از نگاه این گروه، استصحاب تنها در جایی معنا دارد که شک در بقای همان جعل سابق باشد، نه در فرض احتمال جعل ناسخ. در مقابل، گروهی دیگر میگویند که تا زمانی که ناسخ قطعی ثابت نشده، یقین سابق به حکم کلی معتبر است و استصحاب بقای آن جریان دارد؛ زیرا مکلف نمیتواند بر اساس احتمال نسخ، یقین سابق را کنار بگذارد. ثمره این نزاع در فقه آن است که در عبادات یا معاملات، اگر احتمال نسخ حکمی مطرح شود، برخی اصولیان مکلف را ملزم به عمل بر اساس استصحاب میدانند و برخی دیگر رجوع به اصول دیگر مانند برائت یا احتیاط را لازم میشمارند
اصولیان در اینجا اختلاف جدی دارند. برخی معتقدند که استصحاب در فرض احتمال نسخ جاری نیست؛ زیرا نسخ به معنای رفع حکم از سوی شارع است و شک در بقای حکم در اینجا ناشی از احتمال جعل جدید است نه بقای حکم سابق. از نگاه این گروه، استصحاب تنها در جایی معنا دارد که شک در بقای همان جعل سابق باشد، نه در فرض احتمال جعل ناسخ. در مقابل، گروهی دیگر میگویند که تا زمانی که ناسخ قطعی ثابت نشده، یقین سابق به حکم کلی معتبر است و استصحاب بقای آن جریان دارد؛ زیرا مکلف نمیتواند بر اساس احتمال نسخ، یقین سابق را کنار بگذارد. ثمره این نزاع در فقه آن است که در عبادات یا معاملات، اگر احتمال نسخ حکمی مطرح شود، برخی اصولیان مکلف را ملزم به عمل بر اساس استصحاب میدانند و برخی دیگر رجوع به اصول دیگر مانند برائت یا احتیاط را لازم میشمارند