در شبهات حکمیه، استصحاب حکمی مطرح میشود؛ مانند شک در بقای وجوب یا حرمت پس از یقین سابق. پرسش این است که آیا استصحاب در اینجا مقدم بر اصل برائت است یا برائت به دلیل قاعده «قبح عقاب بلا بیان» مقدم میشود.
در شبهات موضوعیه، استصحاب موضوعی جریان دارد؛ مثلاً یقین به طهارت آب و شک در بقای آن. اینجا بحث میشود که آیا استصحاب طهارت مقدم بر اصل احتیاط است یا باید به احتیاط رجوع کرد، بهویژه در مواردی که احتمال نجاست موجب خوف عقاب است.
در استصحاب کلی، مسئله پیچیدهتر میشود؛ زیرا گاهی یقین به وجود کلی در ضمن فردی داریم و سپس شک در بقای آن کلی میکنیم. پرسش این است که آیا استصحاب کلی در همه موارد جریان دارد یا تنها در صورتی که بقای کلی در ضمن فرد جدید محتمل باشد. اینجا نزاع میان «استصحاب کلی قسم اول» و «استصحاب کلی قسم دوم» مطرح میشود.
در استصحاب جزئی، بقای یک فرد مشخص مورد نظر است. پرسش این است که اگر فرد مشخص از بین رفته باشد ولی احتمال تحقق فرد دیگری از همان کلی وجود داشته باشد، آیا استصحاب جزئی همچنان جریان دارد یا باید به اصول دیگر مانند برائت یا احتیاط رجوع کرد.
ثمره این بحث در فقه آن است که در شبهات حکمیه، استصحاب میتواند تکلیف شرعی را استمرار دهد، در شبهات موضوعیه وضعیت خارجی را تثبیت کند، و در استصحاب کلی یا جزئی، گاهی جریان آن محل نزاع است و آثار متفاوتی در ابواب طهارت، عبادات و معاملات بر جای میگذارد.
نتیجه این است که انواع استصحاب در شبهات مختلف، جریان و آثار متفاوتی دارند و بررسی دقیق این تفاوتها برای استنباط صحیح احکام ضروری است.
در شبهات حکمیه، استصحاب حکمی مطرح میشود؛ مانند شک در بقای وجوب یا حرمت پس از یقین سابق. پرسش این است که آیا استصحاب در اینجا مقدم بر اصل برائت است یا برائت به دلیل قاعده «قبح عقاب بلا بیان» مقدم میشود.
در شبهات موضوعیه، استصحاب موضوعی جریان دارد؛ مثلاً یقین به طهارت آب و شک در بقای آن. اینجا بحث میشود که آیا استصحاب طهارت مقدم بر اصل احتیاط است یا باید به احتیاط رجوع کرد، بهویژه در مواردی که احتمال نجاست موجب خوف عقاب است.
در استصحاب کلی، مسئله پیچیدهتر میشود؛ زیرا گاهی یقین به وجود کلی در ضمن فردی داریم و سپس شک در بقای آن کلی میکنیم. پرسش این است که آیا استصحاب کلی در همه موارد جریان دارد یا تنها در صورتی که بقای کلی در ضمن فرد جدید محتمل باشد. اینجا نزاع میان «استصحاب کلی قسم اول» و «استصحاب کلی قسم دوم» مطرح میشود.
در استصحاب جزئی، بقای یک فرد مشخص مورد نظر است. پرسش این است که اگر فرد مشخص از بین رفته باشد ولی احتمال تحقق فرد دیگری از همان کلی وجود داشته باشد، آیا استصحاب جزئی همچنان جریان دارد یا باید به اصول دیگر مانند برائت یا احتیاط رجوع کرد.
ثمره این بحث در فقه آن است که در شبهات حکمیه، استصحاب میتواند تکلیف شرعی را استمرار دهد، در شبهات موضوعیه وضعیت خارجی را تثبیت کند، و در استصحاب کلی یا جزئی، گاهی جریان آن محل نزاع است و آثار متفاوتی در ابواب طهارت، عبادات و معاملات بر جای میگذارد.
نتیجه این است که انواع استصحاب در شبهات مختلف، جریان و آثار متفاوتی دارند و بررسی دقیق این تفاوتها برای استنباط صحیح احکام ضروری است.