این پرسش، منشأ تقسیم استعمال به «حقیقی» و «مجازی» است.
۱) تعریف حقیقت و مجاز
۱) تعریف حقیقت
استعمال لفظ در معنای موضوعله، بدون نیاز به قرینه.
مثال: «أسد» در حیوان درنده.
۲) تعریف مجاز
استعمال لفظ در غیر معنای موضوعله، با وجود قرینهٔ صارفه.
مثال: «أسد» در «رجل شجاع».
نکته مهم
در مجاز، لفظ در غیر معنای موضوعله استعمال میشود؛ اما قرینه مانع از ارادهٔ معنای حقیقی میشود.
۲) اقوال اصولیان دربارهٔ حقیقت و مجاز
۱) مبنای آخوند خراسانی
آخوند در کفایه میگوید:
- حقیقت: استعمال در معنای موضوعله
- مجاز: استعمال در غیر معنای موضوعله
- شرط مجاز: وجود علاقه + قرینه
آخوند تأکید میکند که استعمال حقیقی و مجازی هر دو استعمال حقیقیاند؛ یعنی لفظ واقعاً در همان معنای موردنظر استعمال میشود، نه اینکه «ادعا» باشد.
این نکته، او را از برخی بلاغیون جدا میکند.
۲) مبنای محقق نائینی
نائینی نیز مانند آخوند، حقیقت و مجاز را بر اساس «موضوعله» تحلیل میکند، اما یک نکتهٔ مهم اضافه میکند:
- در مجاز، علاقهٔ نوعیه لازم است
- علاقهٔ شخصیه کافی نیست
یعنی مجاز باید بر پایهٔ یک رابطهٔ عقلایی و قابلفهم برای عموم باشد.
۳) مبنای محقق اصفهانی
اصفهانی که وضع را «تعهد» میدانست، تحلیل متفاوتی ارائه میکند:
- حقیقت: ابراز تعهد در معنای اصلی
- مجاز: ابراز تعهد در معنای غیر اصلی، بهواسطهٔ قرینه
در این نگاه، حقیقت و مجاز دو نوع ابراز تعهد هستند، نه دو نوع استعمال.
این تحلیل، بسیاری از اشکالات بلاغی را حل میکند.
۴) مبنای علامه طباطبایی
علامه حقیقت و مجاز را «اعتبار عقلایی» میداند:
- حقیقت: اعتبار اولیهٔ عقلایی میان لفظ و معنا
- مجاز: انتقال اعتبار به معنای ثانوی، بهواسطهٔ علاقه و قرینه
علامه تأکید میکند که مجاز یک «توسعهٔ عقلایی» است، نه یک «استعمال ادعایی».
۵) مبنای سید ابوالقاسم خویی
خویی پیرو مبنای آخوند است:
- حقیقت: استعمال در معنای موضوعله
- مجاز: استعمال در غیر آن، با قرینه
- علاقه شرط است، اما نوع علاقه مهم نیست
خویی در بسیاری از موارد، تحلیلهای آخوند را تقویت میکند.
۶) مبنای امام خمینی
امام خمینی تحلیل عرفیتری ارائه میکند:
- حقیقت و مجاز هر دو «استعمال» هستند
- معیار تشخیص، فهم عرفی است، نه تحلیلهای فلسفی
- قرینه نقش اساسی دارد
- علاقه شرط است، اما عرف باید آن را بپذیرد
امام تأکید میکند که بسیاری از مجازات در قرآن و روایات، عرفی هستند، نه بلاغی.
۳) ارکان مجاز
اصولیان سه رکن برای مجاز ذکر کردهاند:
۱) وجود علاقه
علاقه یعنی رابطهای میان معنای حقیقی و معنای مجازی. مثال: شجاعت ↔ اسد (علاقهٔ مشابهت)
۲) وجود قرینه
قرینه مانع از ارادهٔ معنای حقیقی میشود. مثال: «رأیت أسداً یخطب» (قرینه: «یخطب»)
۳) عدم امکان ارادهٔ معنای حقیقی
اگر معنای حقیقی قابلاراده باشد، مجاز شکل نمیگیرد.
۴) اقسام علاقه در مجاز
اصولیان علاقه را به دو دسته تقسیم کردهاند:
۱) علاقهٔ مشابهت
مثل: «أسد» برای «رجل شجاع»
۲) علاقهٔ غیر مشابهت
مثل:
- سببیت: «أنبت الربیع البقل»
- جزئیت: «رأیت عیناً»
- محلیه: «فی رحاب الجامعة»
- آلیه: «هذا لسان العرب»
آخوند و خویی این اقسام را میپذیرند؛ اصفهانی آنها را به «توسعهٔ تعهد» تحلیل میکند.
۵) آیا مجاز در قرآن و روایات وجود دارد؟
این بحث میان اصولیان و مفسران محل اختلاف بوده است.
۱) نظر مشهور اصولیان شیعه
مجاز در قرآن وجود دارد. دلایل:
- استعمالات عرفی
- وجود قرائن
- سبک بیانی عرب
۲) نظر اخباریان
اخباریان منکر مجاز در قرآناند. استدلال: «کلام خدا حقیقت است و مجاز موجب ابهام میشود.»
اصولیان این استدلال را رد کردهاند.
۳) نظر علامه طباطبایی
علامه میگوید:
- قرآن در سطح عرف نازل شده
- عرف مجاز را میپذیرد
- پس مجاز در قرآن وجود دارد
این پرسش، منشأ تقسیم استعمال به «حقیقی» و «مجازی» است.
۱) تعریف حقیقت و مجاز
۱) تعریف حقیقت
استعمال لفظ در معنای موضوعله، بدون نیاز به قرینه.
مثال: «أسد» در حیوان درنده.
۲) تعریف مجاز
استعمال لفظ در غیر معنای موضوعله، با وجود قرینهٔ صارفه.
مثال: «أسد» در «رجل شجاع».
نکته مهم
در مجاز، لفظ در غیر معنای موضوعله استعمال میشود؛ اما قرینه مانع از ارادهٔ معنای حقیقی میشود.
۲) اقوال اصولیان دربارهٔ حقیقت و مجاز
۱) مبنای آخوند خراسانی
آخوند در کفایه میگوید:
- حقیقت: استعمال در معنای موضوعله
- مجاز: استعمال در غیر معنای موضوعله
- شرط مجاز: وجود علاقه + قرینه
آخوند تأکید میکند که استعمال حقیقی و مجازی هر دو استعمال حقیقیاند؛ یعنی لفظ واقعاً در همان معنای موردنظر استعمال میشود، نه اینکه «ادعا» باشد.
این نکته، او را از برخی بلاغیون جدا میکند.
۲) مبنای محقق نائینی
نائینی نیز مانند آخوند، حقیقت و مجاز را بر اساس «موضوعله» تحلیل میکند، اما یک نکتهٔ مهم اضافه میکند:
- در مجاز، علاقهٔ نوعیه لازم است
- علاقهٔ شخصیه کافی نیست
یعنی مجاز باید بر پایهٔ یک رابطهٔ عقلایی و قابلفهم برای عموم باشد.
۳) مبنای محقق اصفهانی
اصفهانی که وضع را «تعهد» میدانست، تحلیل متفاوتی ارائه میکند:
- حقیقت: ابراز تعهد در معنای اصلی
- مجاز: ابراز تعهد در معنای غیر اصلی، بهواسطهٔ قرینه
در این نگاه، حقیقت و مجاز دو نوع ابراز تعهد هستند، نه دو نوع استعمال.
این تحلیل، بسیاری از اشکالات بلاغی را حل میکند.
۴) مبنای علامه طباطبایی
علامه حقیقت و مجاز را «اعتبار عقلایی» میداند:
- حقیقت: اعتبار اولیهٔ عقلایی میان لفظ و معنا
- مجاز: انتقال اعتبار به معنای ثانوی، بهواسطهٔ علاقه و قرینه
علامه تأکید میکند که مجاز یک «توسعهٔ عقلایی» است، نه یک «استعمال ادعایی».
۵) مبنای سید ابوالقاسم خویی
خویی پیرو مبنای آخوند است:
- حقیقت: استعمال در معنای موضوعله
- مجاز: استعمال در غیر آن، با قرینه
- علاقه شرط است، اما نوع علاقه مهم نیست
خویی در بسیاری از موارد، تحلیلهای آخوند را تقویت میکند.
۶) مبنای امام خمینی
امام خمینی تحلیل عرفیتری ارائه میکند:
- حقیقت و مجاز هر دو «استعمال» هستند
- معیار تشخیص، فهم عرفی است، نه تحلیلهای فلسفی
- قرینه نقش اساسی دارد
- علاقه شرط است، اما عرف باید آن را بپذیرد
امام تأکید میکند که بسیاری از مجازات در قرآن و روایات، عرفی هستند، نه بلاغی.
۳) ارکان مجاز
اصولیان سه رکن برای مجاز ذکر کردهاند:
۱) وجود علاقه
علاقه یعنی رابطهای میان معنای حقیقی و معنای مجازی. مثال: شجاعت ↔ اسد (علاقهٔ مشابهت)
۲) وجود قرینه
قرینه مانع از ارادهٔ معنای حقیقی میشود. مثال: «رأیت أسداً یخطب» (قرینه: «یخطب»)
۳) عدم امکان ارادهٔ معنای حقیقی
اگر معنای حقیقی قابلاراده باشد، مجاز شکل نمیگیرد.
۴) اقسام علاقه در مجاز
اصولیان علاقه را به دو دسته تقسیم کردهاند:
۱) علاقهٔ مشابهت
مثل: «أسد» برای «رجل شجاع»
۲) علاقهٔ غیر مشابهت
مثل:
- سببیت: «أنبت الربیع البقل»
- جزئیت: «رأیت عیناً»
- محلیه: «فی رحاب الجامعة»
- آلیه: «هذا لسان العرب»
آخوند و خویی این اقسام را میپذیرند؛ اصفهانی آنها را به «توسعهٔ تعهد» تحلیل میکند.
۵) آیا مجاز در قرآن و روایات وجود دارد؟
این بحث میان اصولیان و مفسران محل اختلاف بوده است.
۱) نظر مشهور اصولیان شیعه
مجاز در قرآن وجود دارد. دلایل:
- استعمالات عرفی
- وجود قرائن
- سبک بیانی عرب
۲) نظر اخباریان
اخباریان منکر مجاز در قرآناند. استدلال: «کلام خدا حقیقت است و مجاز موجب ابهام میشود.»
اصولیان این استدلال را رد کردهاند.
۳) نظر علامه طباطبایی
علامه میگوید:
- قرآن در سطح عرف نازل شده
- عرف مجاز را میپذیرد
- پس مجاز در قرآن وجود دارد