و اگر منفصل باشد، اجمالش به عام سرایت نمیکند، اما خودش هم قدرت تخصیص ندارد. در این درس وارد حالت سومی میشویم: خاص مجمل است، اما قرینه منفصل اجمال را برطرف میکند. آیا در این صورت خاص حجت میشود و میتواند عام را تخصیص بزند؟
۱. اصل اول: خاص مجمل، بهتنهایی مخصص نیست اصولیان اتفاق دارند:
اگر خاص مجمل باشد و هیچ قرینهای برای رفع اجمال نباشد، خاص حجت نیست و قدرت تخصیص ندارد.
مثال: عام: أکرم العلماء خاص مجمل: لا تکرم الفساق و نمیدانیم «فاسق» یعنی چه.
در این حالت، خاص نمیتواند عام را تخصیص بزند.
۲. اصل دوم: اگر قرینه منفصل اجمال را برطرف کند، خاص حجت میشود این نکته بسیار مهم است:
اگر دلیل دیگری—منفصل از خاص—وجود داشته باشد که معنای خاص را روشن کند، اجمال خاص برطرف میشود و خاص حجت میشود و میتواند عام را تخصیص بزند.
مثال: خاص مجمل: لا تکرم الفساق قرینه منفصل: الفاسق من شرب الخمر این قرینه معنای «فاسق» را روشن میکند. پس خاص از حالت اجمال خارج میشود و قدرت تخصیص پیدا میکند.
۳. چرا قرینه منفصل میتواند اجمال را رفع کند چند دلیل اصولی:
الف) حجیت ظهور تابع «فهم عرفی» است اگر عرف با کمک قرینه منفصل معنای خاص را بفهمد، خاص حجت میشود.
ب) اجمال، یک امر نسبی است اگر دلیل دیگری معنای آن را روشن کند، اجمال برداشته میشود.
ج) شرط تخصیص «حجیت» است و حجیت با رفع اجمال حاصل میشود.
۴. تفاوت مهم: رفع اجمال با قرینه متصل vs. منفصل رفع اجمال با قرینه متصل:
- خاص از ابتدا مبین میشود
- هیچ مشکلی در تخصیص نیست
رفع اجمال با قرینه منفصل:
- خاص ابتدا مجمل بوده
- اما با قرینه منفصل مبین میشود
- و پس از رفع اجمال، مخصص معتبر است
پس قرینه منفصل مانع تخصیص نیست.
۵. اصل سوم: اگر قرینه منفصل، اجمال را فقط «تا حدی» رفع کند اگر قرینه منفصل معنای خاص را فقط در بعضی موارد روشن کند، خاص فقط در همان موارد قدرت تخصیص دارد و در بقیه موارد، مجمل باقی میماند.
مثال: خاص مجمل: لا تکرم الفساق قرینه منفصل: الفاسق من شرب الخمر این قرینه فقط یک مصداق را روشن میکند نه همه مصادیق فسق را.
نتیجه:
- شارب خمر قطعاً خارج است
- بقیه موارد مشکوک، تحت عموم باقی میمانند
۶. اصل چهارم: اگر قرینه منفصل، اجمال را برطرف کند اما خودش حجت نباشد اگر قرینه منفصل:
- ضعیف باشد
- یا جهت صدورش مشکوک باشد
- یا دلالتش مبهم باشد
در این صورت، نمیتواند اجمال را رفع کند و خاص همچنان مجمل باقی میماند و قدرت تخصیص ندارد.
۷. قاعده نهایی اصولیان اصولیان یک قاعده دقیق دارند:
المجمل لا یخصص إلا إذا قامت قرینة مبیّنة معتبرة ترفع إجماله.
یعنی: خاص مجمل مخصص نیست مگر اینکه قرینه معتبر، اجمال آن را برطرف کند.
و اگر منفصل باشد، اجمالش به عام سرایت نمیکند، اما خودش هم قدرت تخصیص ندارد. در این درس وارد حالت سومی میشویم: خاص مجمل است، اما قرینه منفصل اجمال را برطرف میکند. آیا در این صورت خاص حجت میشود و میتواند عام را تخصیص بزند؟
۱. اصل اول: خاص مجمل، بهتنهایی مخصص نیست اصولیان اتفاق دارند:
اگر خاص مجمل باشد و هیچ قرینهای برای رفع اجمال نباشد، خاص حجت نیست و قدرت تخصیص ندارد.
مثال: عام: أکرم العلماء خاص مجمل: لا تکرم الفساق و نمیدانیم «فاسق» یعنی چه.
در این حالت، خاص نمیتواند عام را تخصیص بزند.
۲. اصل دوم: اگر قرینه منفصل اجمال را برطرف کند، خاص حجت میشود این نکته بسیار مهم است:
اگر دلیل دیگری—منفصل از خاص—وجود داشته باشد که معنای خاص را روشن کند، اجمال خاص برطرف میشود و خاص حجت میشود و میتواند عام را تخصیص بزند.
مثال: خاص مجمل: لا تکرم الفساق قرینه منفصل: الفاسق من شرب الخمر این قرینه معنای «فاسق» را روشن میکند. پس خاص از حالت اجمال خارج میشود و قدرت تخصیص پیدا میکند.
۳. چرا قرینه منفصل میتواند اجمال را رفع کند چند دلیل اصولی:
الف) حجیت ظهور تابع «فهم عرفی» است اگر عرف با کمک قرینه منفصل معنای خاص را بفهمد، خاص حجت میشود.
ب) اجمال، یک امر نسبی است اگر دلیل دیگری معنای آن را روشن کند، اجمال برداشته میشود.
ج) شرط تخصیص «حجیت» است و حجیت با رفع اجمال حاصل میشود.
۴. تفاوت مهم: رفع اجمال با قرینه متصل vs. منفصل رفع اجمال با قرینه متصل:
- خاص از ابتدا مبین میشود
- هیچ مشکلی در تخصیص نیست
رفع اجمال با قرینه منفصل:
- خاص ابتدا مجمل بوده
- اما با قرینه منفصل مبین میشود
- و پس از رفع اجمال، مخصص معتبر است
پس قرینه منفصل مانع تخصیص نیست.
۵. اصل سوم: اگر قرینه منفصل، اجمال را فقط «تا حدی» رفع کند اگر قرینه منفصل معنای خاص را فقط در بعضی موارد روشن کند، خاص فقط در همان موارد قدرت تخصیص دارد و در بقیه موارد، مجمل باقی میماند.
مثال: خاص مجمل: لا تکرم الفساق قرینه منفصل: الفاسق من شرب الخمر این قرینه فقط یک مصداق را روشن میکند نه همه مصادیق فسق را.
نتیجه:
- شارب خمر قطعاً خارج است
- بقیه موارد مشکوک، تحت عموم باقی میمانند
۶. اصل چهارم: اگر قرینه منفصل، اجمال را برطرف کند اما خودش حجت نباشد اگر قرینه منفصل:
- ضعیف باشد
- یا جهت صدورش مشکوک باشد
- یا دلالتش مبهم باشد
در این صورت، نمیتواند اجمال را رفع کند و خاص همچنان مجمل باقی میماند و قدرت تخصیص ندارد.
۷. قاعده نهایی اصولیان اصولیان یک قاعده دقیق دارند:
المجمل لا یخصص إلا إذا قامت قرینة مبیّنة معتبرة ترفع إجماله.
یعنی: خاص مجمل مخصص نیست مگر اینکه قرینه معتبر، اجمال آن را برطرف کند.