پس از اصل برائت، اصولیان به سراغ اصل احتیاط میروند. پرسش اصلی این است که اگر مکلف در تکلیف شک کند، آیا باید جانب احتیاط را بگیرد و عمل را انجام دهد تا مبادا تکلیف واقعی فوت شود، یا اینکه مانند برائت، اصل بر عدم الزام است.
دیدگاه عقل این است که در مواردی که احتمال تکلیف مهم و خطیر وجود دارد، ترک احتیاط ممکن است موجب عقاب شود. عقل در اینجا حکم به لزوم احتیاط میکند، بهویژه در مواردی که ترک عمل خطرناک است. از نگاه شرع نیز روایاتی وجود دارد که مکلف را در موارد شک به احتیاط دعوت میکند، مانند «احتط لدینک».
ثمره این بحث در عبادات و معاملات آشکار است. مثلاً اگر شک کنیم که غسل جمعه واجب است یا مستحب، چون ترک آن موجب عقاب نیست، اصل برائت جاری میشود. اما اگر شک کنیم که نماز ظهر واجب است یا نه، عقل و شرع میگویند باید احتیاط کرد و نماز را خواند، زیرا ترک آن خطر عقاب دارد.
نتیجه این است که اصل احتیاط در مواردی جاری میشود که احتمال تکلیف مهم وجود دارد و ترک آن موجب خوف عقاب است. این اصل مکمل اصل برائت است و در کنار آن، راه مکلف را در موارد شک روشن میکند.
پس از اصل برائت، اصولیان به سراغ اصل احتیاط میروند. پرسش اصلی این است که اگر مکلف در تکلیف شک کند، آیا باید جانب احتیاط را بگیرد و عمل را انجام دهد تا مبادا تکلیف واقعی فوت شود، یا اینکه مانند برائت، اصل بر عدم الزام است.
دیدگاه عقل این است که در مواردی که احتمال تکلیف مهم و خطیر وجود دارد، ترک احتیاط ممکن است موجب عقاب شود. عقل در اینجا حکم به لزوم احتیاط میکند، بهویژه در مواردی که ترک عمل خطرناک است. از نگاه شرع نیز روایاتی وجود دارد که مکلف را در موارد شک به احتیاط دعوت میکند، مانند «احتط لدینک».
ثمره این بحث در عبادات و معاملات آشکار است. مثلاً اگر شک کنیم که غسل جمعه واجب است یا مستحب، چون ترک آن موجب عقاب نیست، اصل برائت جاری میشود. اما اگر شک کنیم که نماز ظهر واجب است یا نه، عقل و شرع میگویند باید احتیاط کرد و نماز را خواند، زیرا ترک آن خطر عقاب دارد.
نتیجه این است که اصل احتیاط در مواردی جاری میشود که احتمال تکلیف مهم وجود دارد و ترک آن موجب خوف عقاب است. این اصل مکمل اصل برائت است و در کنار آن، راه مکلف را در موارد شک روشن میکند.