عزت نفس دقیقا همان احساسی است که شما نسبت به خود دارید و ارزشی است که برای خود قائلید. زمانی که شما نسبت به خود حس خوبی داشته باشید یعنی از عزت نفس خوبی برخوردارید و اگر از کارهای خود ایراد گرفته و نسبت به خود و فعالیتهایتان حس خوبی ندارید، عزت نفس شما پایین است.
احساس توانمندی و احساس ارزشمندی دو حس تشکیل دهنده عزت نفس هستند. ارزشمندی دقیقا همان حسی است که شما نسبت به خود، در خلوتتان حس می کنید و توانمندی به توانایی شما در انجام هر کاری و در هر حوزه ای برمی گردد.
تمام مردم به تميل طبيعى و كشش غريزه حب ذات علاقه دارند كه در جميع شئون زندگى و مظاهر حياتى همواره از نعمت عزت و بزرگوارى برخوردار باشند و از خوارى و ذلت بر كنار:
آئين مقدس اسلام مسئله عزت و ذلت را در تعاليم خود مورد كمال توجه قرار داده و مسلمانان را موظف نموده است كه در حفظ عز و احترام خود كوشا باشند، بزرگوارى و شرافت خويش را از آسيب مصون دارند و از گفتار و رفتاری كه به ذلت و خوارى آنان مى انجامد اجتناب نمايند.
آیات و احادیث درباره عزت و ذلت :
امام صادق عليه السلام فرمودند: خداوند كار مومنين را به خودشان واگذار نموده ولى اجازه نداده است خويشتن را ذليل و خوار نمايند. مگر نشنيدى كه خداوند در قرآن شريف فرمودند : كه عزت براى خدا و پيغمبر و مومنى است؟ پس شايسته افراد با ايمان عزت و بزرگوارى است نه خوارى و ذلت.
وَ أَعِزَّنِی وَ لَا تَبْتَلِیَنِّی بِالْکِبْرِ.
این جمله یکی دیگر از فرازهای دعای نورانی مکارم الاخلاق است که در آن از خداوند منان خواسته شده که خدایا به من عزت بده ولی مرا مبتلای به خود بزرگ بینی نکن.
در توضیح فراز مورد بحث می گوییم: عزت در لغت به معنای شکست ناپذیری است. راغب آن را در مفردات اینگونه معنا می کند:
العزّةُ حالةٌ مانعةٌ للانسانِ مِن أن يُغلَبُ.
عزت حالتی است که جلوی مغلوب شدن انسان را می گیرد.
ریشه لغوی این کلمه نیز از «أرضٌ عَزاز» به معنای زمین نفوذناپذیر گرفته شده است. در لسان العرب نیز آمده است:
العِزُّ في الأَصل: القوة و الشدة و الغلبة. و العِزُّ و العِزَّة: الرفعة و الامتناع.
عزت در اصل به معنای قوّت و شدت و غلبه است. همچنین به معنای بلندی و امتناع است.
در واقع آن عظمت و شرافتی که در شخص عزیز وجود دارد، مانع از شکست خوردن او در زمینه های مختلف فردی و اجتماعی می شود.
عزت به معنای حقیقی، اختصاص به خدا دارد، زیرا شکست ناپذیر مطلق تنها خداست. در سه آیه به این انحصار تصریح شده است:﴿مَنْ كانَ يُرِيدُ الْعِزَّةَ فَلِلَّهِ الْعِزَّةُ جَمِيعاً﴾؛﴿فَإِنَّ الْعِزَّةَ لِلَّهِ جَمِيعاً﴾و﴿إِنَّ الْعِزَّةَ لِلَّهِ جَمِيعاً﴾. در دعای جوشن کبیر هم می خوانیم: «يا مَن هُوَ عَزيزٌ بِلا ذُل»؛ ای عزیزی که هیچ ذلتی در او نیست.
بنا بر این، عزت دیگران غیر از خدا، اگر از خدا باشد، عزتی نسبی است و اگر غیر الهی باشد، اصلاً عزت نیست؛ بلکه ذلت است. چنانچه در روایتی از امیر المؤمنین علیه السلام نقل شده که می فرماید: كُلُّ عَزيزٍ داخِلٍ تَحتَ القُدرَةِ فَذَليل. هر عزيزى كه زير قدرت و سلطهاى باشد، ذليل است.
از این رو، کسی که با خدا ارتباط داشته باشد، عزت حقیقیی نسبی دارد، چنانچه در این آیه در کنار عزت الهی، پیامبر و مؤمنان نیز عزیز شمرده شده اند:
﴿وَ لِلَّهِ الْعِزَّةُ وَ لِرَسُولِهِ وَ لِلْمُؤْمِنِينَ﴾
عزّت از آن خدا و رسول او و مؤمنان است.
امیدواریم خداوند به همه ما عزت حقیقی نسبی عنایت فرماید.
قرآن کریم :
قُلِ اللّهُمَّ مالِكَ الْمُلْكِ تُو?تِى الْمُلْكَ مَن تَشاءُ وَ تَنزِ عُ الْمُلْكَ مِمَّن تَشاءُ وَ تُعِزُّ مَن تَشاءُ وَ تُذِلُّ مَن تَشاءُ بِيَدِكَ الْخَيْرُ إِنَّكَ عَلى كُلِّ شَىْ ءٍ قَديرٌ؛ حديث
بگو: بار الها! اى مالك حكومت ها! به هر كس بخواهى، حكومت مى بخشى و از هر كس بخواهى حكومت را مى گيرى؛ هر كس را بخواهى عزّت مى دهى و هر كس را بخواهى ذليل مى كنى، خوبى ها به دست توست؛ تو بر هر كارى توانايى.