بشریت، همواره جوامع سکولار، جهانهای سکولار و واقعیتهای سکولار ایجاد کرده است. خداناباوران همواره وجود داشتهاند اما با انفجار جمعیت بشر و رسیدن آن به بیش از شش میلیارد نفر، گسترش صنعتیشدن و بیش از همه، سرمایهداری، این اجماع ضمنی در میان اکثریت بشریت که وقف کردن خود صرفاً به دنبال کردن دستاوردهای دنیوی، امری خوب و پذیرفتنی است، به ایجاد نوع خاصی از واقعیت کاذب انجامیده است؛ واقعیتی که بسیاری آن را بدیهی و واقعی میپندارند.
پیامبر اکرم(ص) هنگامی که وحی را بیان میکرد، خود دروازهای به سوی عوالمی بود که وحی از آنها فرود آمده بود. این وحی از وجود حقیقتی سخن میگوید که چنان متعالی است که نمیتوان آن را به تصور درآورد؛ حقیقتی چنان لطیف و ظریف که دیده نمیشود، اما در عین حال همان نیرو و قدرتی است که خودِ پدیده زندگی را ایجاد میکند؛ حرکت و گشودهشدن زندگی را و جریانهایی را که در سراسر آن جاریاند و سرنوشت هر انسان را شکل میدهند.
وحی همچنین از عوالم غیرمادیِ فراتر از این جهان سخن میگوید؛ عوالمی که نور حقیقت باید از طریق آنها به قلب انسان رسانده شود. همچنین از ساکنان آن عوالم سخن میگوید: فرشتگان، ارواح پیامبران و امامان که بهعنوان راهنمایانی به سوی وحی و در درون وحی عمل میکنند.
از این رو، پیامبر(ص) نشانهای بود بر اینکه تاریخ صرفاً از زمان خطی تشکیل نشده است، یعنی از لحظاتی که یکی پس از دیگری سپری میشوند. انسان، برخلاف آنچه معمولاً تصور میشود، تنها درون تاریخی که در این سطح از زمان و مکان در حال رخ دادن است زندگی نمیکند، بلکه همزمان در سطوح بالاتری از زمان و مکان نیز زندگی میکند.
وحی، نبوت و ولایت که با امام زنده زمان ما(عج) به کمال میرسد، همگی از سطحی از زمان و مکان سخن میگویند که فراتر از این سطح است؛ جایی که رویدادهای معنوی رخ میدهند و گاه خود را در این سطح آشکار میکنند. این همان چیزی است که پیامبر(ص) برای آوردن و گفتن آن به ما مبعوث شد.